این جانب، جهات سلبیه و اثباتیه را متعرض می شوم . کسانی که بنا دارند در رای دادن و یا انتخاب شدن شرکت نمایند، باید متذکر باشند که کسانی حق انتخاب شدن و امین مردم با ایمان در مورد دین و دنیا بودن را دارند ، که :
از رجال با عقل کامل کافی و ایمان کامل از شیعه اثنا عشریه و با علم به مسائل شرعیه در شخصیات و اجتماعیات و با شجاعت باشند؛
و از آن هایی باشند که در اظهارات و تروک،<لا یخافون فی الله لومه لائم > باشند؛
و از رشوه ها و تخویفات و نحو آن ها به دور باشند؛
نظر نکنند که تا به حال چه بود، بلکه نظر نمایند که از حال چه باید بشود و چه باید نشود؛
و باید پرهیزکار و خدا ترس باشند، اراده خدای تعالی را بر همه چیز ترجیح بدهند؛
اگر فاقد بعض صفات باشند، اهل ائتمان نیستند، و رای دادن برای فاقدها بی اثر است، بلکه جایز هم نیست، مشکوک هم ، متروک است.
تفحص هم ، باید کامل باشد و بدون مداخله دوستی و دشمنی در امور نفسانیه باشد.
در حال رای دادن و گرفتن ، خدای عظیم را ناظر به تمام خصوصیات همه بدانند.
کسانی هم که واجد خصوصیات مذکوره باشند - که جایز باشد رای دادن و گرفتن درباره آن ها- واجب می شود با توانایی، اگر بدانند یا احتمال بدهند که فاقد بعض آن ها ، رای خواهند گرفت.
بر گرفته از کتاب به سوی محبوب- دستورالعمل ها و رهنمود هایی از شیخ الفقها و المجتهدین ، عارف ربانی ، حضرت آیت الله العظمی بهجت مدظله العالی
منبع:سایت بازتاب http://www.baztab.com/news/54810.php
در میان نامهها و پاسخهای بسیاری که رهبران مسلمان سراسر جهان به سخنان پاپ بندیکت شانزدهم در مورد اسلام دادند، متن و بازتاب نامه رئیس مرکز اسلامی هامبورگ به پاپ از ویژگیهای خاصی برخوردار است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در نامهای که سید عباس قائممقامی، رئیس مرکز اسلامی هامبورگ به پاپ نوشته و طی آن سخنان وی را که به صورت نمادین و در قالب درس الهیات در دانشگاه رگنزبورگ آلمان ایراد شده مورد نقد و مداقه قرار گرفته است، به نکاتی اشاره شده است که متفکران و محققان اروپایی و مسیحی به آن توجه خاص کردهاند.
رئیس فدراسیون اسلامی آلمان، در بخشهایی از این نامه خطاب به پاپ آورده است: «همه ادیان در طول تاریخ هماره از آفت تفسیرهای سلیقهای و انحرافی مصون نبودهاند و نخواهند بود. ولی اشتباه این است که این تفسیرها و سوءرفتارها را بدون دلیل و ضابطه قابل قبول متدلوژیک به اصل ادیان نسبت داد، گذشته کلیسا و جنگافروزی و خشونت به نام خدا و مسیح واقعیتی تاریخی است، ولی امروز رویه کلیسا به گونهای دیگر میباشد. حال کدام یک را باید به حساب کتاب مقدس گذاشت؟ آیا آن خشونت، ناشی از آموزههای کتاب مقدس بوده یا این صلح و دوستی؟ پس بهتر است که با یکدیگر این تفاهم را داشته باشیم و با توجه به جوهر مشترک ادیان که صلح، عدالت و معنویت است، هر تفسیری که ناقض این جوهر باشد را بیگانه با دین بدانیم.
جهاد، هرگز جنگ مقدس نیست، بلکه دفاع مقدس در برابر ظلم وجنگ افروزی کسانی است که ایمان مومنان را تحمل نمیکنند و برای اجبار آنان به تغییر و ترک باورهای خود، جنگ را تقدیس میکنند! پیامبر اسلام هرگز یک جنگجو نبود او نه تنها هرگز به انتقام دعوت نکرد، بلکه هماره به گذشت و چشمپوشی از خطای دیگران دعوت نموده و قرآن به صراحت تمام ویژگی بارز مومنان را این میداند که نه تنها پاسخ بدی را با بدی نمیدهند بلکه با تکرار خوبیها، بدی را ریشهکن میکنند.
جهاد، یا دفاع مقدس در اسلام یک اصل نیست بلکه یک واکنش برای دفع ظلم و خشونت است که از سر اضطرار، ضرورت پیدا میکند و به همین دلیل قرآن به صراحت فرمان میدهد که به محض این که تجاوزگران و خشونتطلبان دست از تجاوز و خشونت برداشتند، دیگر دفاع، موضوعیت خود را از دست میدهد و باید صلح نمود».
این نامه که به زبان مادری پاپ یعنی آلمانی برای او ارسال شده بود، بازتاب گسترده و واکنشهای قابل توجهی را در میان متفکران و اندیشمندان مسیحی و غیرمسیحی به همراه داشت. حتی در برخی از مدارس پروتستان آلمان، این نامه به عنوان متن درسی کلاسهای ترم جاری آموزش دین (بخش شناخت اسلام) برگزیده شده است.
بنا بر این گزارش، از جمله واکنشهای حایز اهمیت درباره مطالب این نامه، نامه یک نویسنده و روزنامهنگار کاتولیک به رئیس مرکز اسلامی هامبورگ تسن که ضمن اشاره به نامهنگاری در همین زمینه به پاپ، مطالب جالبی را متذکر شده است. «روت آیشنر» در نامه خود به سید عباس قائممقامی آورده که: «آن چیزی که مرا بسیار تحت تأثیر قرار داد، اعتراف صادقانه شما نسبت به اینکه «زبان تئولوژیک» برای یک دیالوگ در جهت تفاهم مناسب نیست. به این منظور باید زبان دیگری بکار برده شود. زبانی که نه از تئوری، بلکه برآمده و نشأت گرفته از تجربه، شناخت و گذشت باشد.
متأسفانه نه پاپ بندیکت شانزدهم و نه دیگر حاملان حرمت مسیحیت، این مطلب که انسان باید خدا گونه شود را درست نمیدانند و در عین حال ندای بازگشت به ایمان را سر میدهند. آنان تقریبا خداگونه شدن را یک گناه به شمار میآورند ولی واقعیت این است که بر خلاف گفته رهبران مسیحیت، عیسی نیز سخن اسلام در مورد خدا گونه شدن را تأیید میکند. حضرت عیسی در «مناجات کوه» (Berg Predigt) به طور واضح انسانها را دعوت کرده است که «شما باید کامل باشید همانطور که پدر آسمانی کامل است».
وی در پایان نامه خود نوشته است: همه این مسائل مرا بسیار غمگین میسازد، چرا که از یک سو به عنوان یک مسیحی کاتولیک میخواهم که به «نماینده مسیح روی زمین» احترام بگذارم و در خدمت او باشم و از طرفی نیز میخواهم همانگونه که در آن خطبه معروف مسیح در مناجات کوه آمده خدا گونه و کامل شوم و عیسی را بندگی کنم. من یک نامه سرگشاده همانگونه که ملاحظه میکنید به اشخاص مختلف فرستادم و همچنین یک نامه نیز که همین انتقادات را در آن مطرح کردهام برای پاپ بندیکت مقدس شانزدهم ایمیل کردم و آن نامه را نیز به ضمیمه برای شما میفرستم».