بسیج موسسه استاندارد

اطلاع رسانی در خصوص پایگاه بسیج شهید صفاریان

بسیج موسسه استاندارد

اطلاع رسانی در خصوص پایگاه بسیج شهید صفاریان

تلاوت سراسری سوره مبارکه حشر براینجات مردم غزه

سلام و عرض تسلیت ایام سوگواری سالار شهیدان امام حسین علیه السلام چرا سوره حشر ؟ این سوره در مدینه نازل شده و داراى 24 آیه است و بیشتر ناظر به داستان مبارزه مسلمانان با جمعى از یهود به نام یهود بنى نضیر است که سرانجام منتهى به بیرون راندن همه آنها از مدینه و پاکسازى این سرزمین مقدس شد. فضیلت تلاوت این سوره در حدیثى از پیغمبر گرامى (صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) مى‌خوانیم «هر کس سوره حشر را بخواند تمام بهشت و دوزخ و عرش و کرسى و حجاب و آسمانها و زمینهاى هفتگانه و حشرات و بادها و پرندگان و درختان و جنبندگان و خورشید و ماه و فرشتگان همگى بر او رحمت مى‌فرستند، و براى او استغفار مى‌کنند، و اگر در آن روز یا در آن شب بمیرد شهید مرده است ». ترجمه آیات 2 تا 5: 2 - او کسى است که کافران اهل کتاب را در اولین برخورد (با مسلمانان ) از خانه هایشان بیرون راند، گمان نمى کردید آنها خارج شوند، و خودشان نیز گمان مى کردند که دژهاى محکمشان آنها را از عذاب الهى مانع مى شود، اما خداوند از آنجا که گمان نمى کردند به سراغشان آمد، و در قلب آنها ترس و وحشت افکند، به گونه اى که خانه هاى خود را با دست خویش و با دست مؤ منان ویران مى کردند، پس عبرت بگیرید اى صاحبان چشم ! 3 - و اگر نه این بود که خداوند جلاى وطن را بر آنها مقرر داشته بود آنها را در همین دنیا مجازات مى کرد، و براى آنها در آخرت نیز عذاب آتش ‍ است . 4 - این به خاطر آن است که آنها با خدا و رسولش دشمنى کردند و هر کس با خدا دشمنى کند عذاب الهى (در حق او) شدید است . 5 - هر درخت باارزش نخل را قطع و یا آن را به حال خود واگذار کردید، همه به فرمان خدا بود، و هدف این بود که فاسقان را خوار و رسوا کند. تفسیر: این آیات بیان سرگذشت یهود «بنى نضیر» همانها که در شناخت خدا و صفاتش گرفتار انواع انحرافات بودند، و همانها که تکیه بر قدرت و عزت خویش مى کردند و در برابر پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله ) به توطئه برخاستند. آنها چنان مغرور و از خود راضى بودند که تکیه‌گاهشان دژهاى نیرومند و قدرت ظاهریشان بود، این تعبیر آیه نشان مى‌دهد که یهود بنى‌نضیر در مدینه از امکانات وسیع و تجهیزات فراوانى بهره مند بودند، به گونه‌اى که نه خودشان باور مى‌کردند به این آسانى مغلوب شوند و نه دیگران ، ولى از آنجا که خدا مى‌خواست به همه روشن سازد که چیزى در برابر اراده او قدرت مقاومت ندارد حتى بدون آنکه جنگى رخ دهد آنها را از آن سرزمین بیرون راند! لذا در ادامه آیه مى فرماید: «اما خداوند از آنجا که گمان نمى‌کردند به سراغشان آمد، و در قلبشان وحشت و ترس افکند، به گونه‌اى که خانه‌هاى خود را با دست خویش و با دست مؤ منان ویران مى‌کردند» در پایان آیه به عنوان یک نتیجه گیرى کلى مى فرماید: «پس عبرت بگیرید اى صاحبان چشم »! به هر حال به راستى که سرنوشت این قوم یهود با آن قدرت و عظمت و شوکت ، و با آن امکانات و استحکامات فراوان سرنوشت عبرت انگیزى بود، که حتى بدون آنکه دست به اسلحه ببرند در مقابل جمعیت مسلمانان که هرگز در ظاهر به پاى آنها نمى‌رسیدند تسلیم شدند، خانه‌هاى خود را با دست خویش ویران‌کردند، و اموالشان را براى مسلمانان نیازمند بجا گذاردند، و در نقاط مختلف پراکنده شدند، در حالى که طبق نقل تواریخ از آغاز به این جهت در سرزمین مدینه سکنى گزیده‌بودند که پیامبر موعود کتب خویش را درک کنند، و در صف اول یارانش قرار گیرند! آیه بعد مى افزاید: «اگر نه این بود که خداوند بر آنها مقرر داشته بود که جلاى وطن کنند و منطقه را ترک گویند آنها را در همین دنیا مجازات مى کرد» بدون شک جلاى وطن و رها کردن قسمت عمده سرمایه هایى که یک عمر فراهم کرده بودند خود براى آنها عذابى دردناک بود، بنابراین منظور از جمله فوق این است که اگر این عذاب براى آنها مقدر نشده بود عذاب دیگرى که همان قتل و اسارت به دست مسلمانان بود بر سر آنها فرود مى‌آمد، خدا مى‌خواست آنها در جهان آواره شوند، و اى بسا این آوارگى براى آنها دردناکتر بود، زیرا هر وقت به یاد آنهمه دژها و خانه هاى مجلل و مزارع و باغات خود مى افتادند که در دست دیگران است و خودشان بر اثر پیمان شکنى و توطئه بر ضد پیامبر خدا (صلى اللّه علیه و آله ) در مناطق دیگر محروم و سرگردانند گرفتار آزار و شکنجه هاى روحى فراوانى مى شدند. آرى خدا مى خواست این گروه مغرور و فریبکار و پیمان شکن را گرفتار چنین سرنوشت دردناکى کند. اما این تنها عذاب دنیاى آنها بود، لذا در پایان این آیه مى افزاید: «و براى آنها در آخرت نیز عذاب آتش است ». چنین است دنیا و آخرت کسانى که پشت پا به حق و عدالت زنند و بر مرکب غرور و خودخواهى سوار گردند. و از آنجا که ذکر این ماجرا علاوه بر بیان قدرت پروردگار و حقانیت پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله ) باید هشدارى براى تمام کسانى باشد که اعمالى مشابه یهود بنى نضیر دارند تا مساءله در آنها خلاصه نشود در آیه بعد مطلب را تعلیم داده ، مى افزاید: «این مجازات دنیا و آخرت از آن جهت دامنگیرشان شد که با خدا و رسولش به دشمنى برخاستند» ، «و هر کس به دشمنى با خدا برخیزد خداوند مجازاتش مى کند زیرا خدا شدیدالعقاب است ». در آخرین آیه از آیات مورد بحث به پاسخ ایرادى مى پردازد که یهود بنى نضیر - چنانکه در شاءن نزول نیز گفتیم - به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله ) متوجه مى ساختند، در آن موقع که دستور داد قسمتى از نخلهاى نزدیک قلعه هاى محکم یهود را ببرند (تا محل کافى براى نبرد باشد، یا براى اینکه یهود ناراحت شوند و از قلعه ها بیرون آیند و درگیرى در خارج قلعه روى دهد) آنها گفتند: اى محمد! مگر تو نبودى که از اینگونه کارها نهى مى کردى ؟ آیه نازل شد و گفت : «هر درخت باارزش نخل را قطع یا به حال خود واگذار کردید همه به فرمان خدا بود»! و «هدف این بود که فاسقان را خوار و رسوا کند». توطئه هاى امروز یهود تاریخ اسلام از همان آغاز با توطئه‌هاى آنها آمیخته شده بود و در بسیارى از حوادث دردناک آنها را داخل صحنه یا در پشت صحنه مشاهده مى‌کنیم ، و عجب اینکه آنها به عشق پیامبر موعود به سرزمین حجاز آمدند، ولى بعد از این ظهور بزرگ از دشمنان سرسخت شدند و هم امروز نیز در بیشتر توطئه‌هاى ضد اسلامى یهود را در صحنه و یا در پشت صحنه مشاهده مى‌کنیم ، و این عبرتى است براى صاحبان بصیرت ! و همانگونه که تاریخ پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله ) نشان مى دهد تنها طریق دفع آنان برخورد قاطعانه است ، به خصوص ‍ «صهیونیستها» که در منطقشان هیچگونه مدارا و عدل و انصاف نیست ، زبانشان زور است ، و جز با زور و قدرت نمى‌توان با آنها سخن گفت ، ولى با این حال از مؤ منان راستین بیش از هر چیز مى‌ترسند، و اگر مسلمانان امروز همانند یاران پیامبر (صلى اللّه علیه و آله ) از ایمان و استقامت و قاطعیت کافى برخوردار باشند ترس و وحشت آنها بر دلهاى این دشمنان خونخوار چیره مى شود، و مى توان با همین لشکر الهى آنها را از زمینهاى اشغال شده بیرون راند و این درسى است که رسول الله (صلى اللّه علیه و آله ) در چهارده قرن قبل به ما داده است . منبع : تفسیر نمونه ﴾ الحشر ﴿ ﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾ سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿1﴾ هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مِن دِیَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن یَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُم بِأَیْدِیهِمْ وَأَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ ﴿2﴾ وَلَوْلَا أَن کَتَبَ اللَّهُ عَلَیْهِمُ الْجَلَاء لَعَذَّبَهُمْ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ ﴿3﴾ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن یُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿4﴾ مَا قَطَعْتُم مِّن لِّینَةٍ أَوْ تَرَکْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِیُخْزِیَ الْفَاسِقِینَ ﴿5﴾ وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَلَا رِکَابٍ وَلَکِنَّ اللَّهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن یَشَاء وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿6﴾ مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لَا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیَاء مِنکُمْ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿7﴾ لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَیَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ ﴿8﴾ وَالَّذِینَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِیمَانَ مِن قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿9﴾ وَالَّذِینَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ ﴿10﴾ أَلَمْ تَر إِلَى الَّذِینَ نَافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَکُمْ وَلَا نُطِیعُ فِیکُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِن قُوتِلْتُمْ لَنَنصُرَنَّکُمْ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ ﴿11﴾ لَئِنْ أُخْرِجُوا لَا یَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَلَئِن قُوتِلُوا لَا یَنصُرُونَهُمْ وَلَئِن نَّصَرُوهُمْ لَیُوَلُّنَّ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا یُنصَرُونَ ﴿12﴾ لَأَنتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِی صُدُورِهِم مِّنَ اللَّهِ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا یَفْقَهُونَ ﴿13﴾ لَا یُقَاتِلُونَکُمْ جَمِیعًا إِلَّا فِی قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن وَرَاء جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَیْنَهُمْ شَدِیدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا یَعْقِلُونَ ﴿14﴾ کَمَثَلِ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ قَرِیبًا ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿15﴾ کَمَثَلِ الشَّیْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِّنکَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ ﴿16﴾ فَکَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِی النَّارِ خَالِدَیْنِ فِیهَا وَذَلِکَ جَزَاء الظَّالِمِینَ ﴿17﴾ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿18﴾ وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿19﴾ لَا یَسْتَوِی أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿20﴾ لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ﴿21﴾ هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ ﴿22﴾ هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿23﴾ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿24﴾ ﴾ حشر ﴿ ﴿ بسم الله الرحمن الرحیم ﴾ سبح لله ما فی السماوات وما فی الارض وهو العزیز الحکیم ﴿1﴾ هو الذی اخرج الذین کفروا من اهل الکتاب من دیارهم لاول الحشر ما ظننتم ان یخرجوا وظنوا انهم مانعتهم حصونهم من الله فاتاهم الله من حیث لم یحتسبوا وقذف فی قلوبهم الرعب یخربون بیوتهم بایدیهم وایدی المومنین فاعتبروا یا اولی الابصار ﴿2﴾ ولولا ان کتب الله علیهم الجلاء لعذبهم فی الدنیا ولهم فی الآخرة عذاب النار ﴿3﴾ ذلک بانهم شاقوا الله ورسوله ومن یشاق الله فان الله شدید العقاب ﴿4﴾ ما قطعتم من لینة او ترکتموها قائمة علی اصولها فباذن الله ولیخزی الفاسقین ﴿5﴾ وما افاء الله علی رسوله منهم فما اوجفتم علیه من خیل ولا رکاب ولکن الله یسلط رسله علی من یشاء والله علی کل شیء قدیر ﴿6﴾ ما افاء الله علی رسوله من اهل القری فلله وللرسول ولذی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل کی لا یکون دولة بین الاغنیاء منکم وما آتاکم الرسول فخذوه وما نهاکم عنه فانتهوا واتقوا الله ان الله شدید العقاب ﴿7﴾ للفقراء المهاجرین الذین اخرجوا من دیارهم واموالهم یبتغون فضلا من الله ورضوانا وینصرون الله ورسوله اولئک هم الصادقون ﴿8﴾ والذین تبوووا الدار والایمان من قبلهم یحبون من هاجر الیهم ولا یجدون فی صدورهم حاجة مما اوتوا ویوثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصة ومن یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون ﴿9﴾ والذین جاووا من بعدهم یقولون ربنا اغفر لنا ولاخواننا الذین سبقونا بالایمان ولا تجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا ربنا انک رووف رحیم ﴿10﴾ الم تر الی الذین نافقوا یقولون لاخوانهم الذین کفروا من اهل الکتاب لئن اخرجتم لنخرجن معکم ولا نطیع فیکم احدا ابدا وان قوتلتم لننصرنکم والله یشهد انهم لکاذبون ﴿11﴾ لئن اخرجوا لا یخرجون معهم ولئن قوتلوا لا ینصرونهم ولئن نصروهم لیولن الادبار ثم لا ینصرون ﴿12﴾ لانتم اشد رهبة فی صدورهم من الله ذلک بانهم قوم لا یفقهون ﴿13﴾ لا یقاتلونکم جمیعا الا فی قری محصنة او من وراء جدر باسهم بینهم شدید تحسبهم جمیعا وقلوبهم شتی ذلک بانهم قوم لا یعقلون ﴿14﴾ کمثل الذین من قبلهم قریبا ذاقوا وبال امرهم ولهم عذاب الیم ﴿15﴾ کمثل الشیطان اذ قال للانسان اکفر فلما کفر قال انی بریء منک انی اخاف الله رب العالمین ﴿16﴾ فکان عاقبتهما انهما فی النار خالدین فیها وذلک جزاء الظالمین ﴿17﴾ یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله ولتنظر نفس ما قدمت لغد واتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون ﴿18﴾ ولا تکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم اولئک هم الفاسقون ﴿19﴾ لا یستوی اصحاب النار واصحاب الجنة اصحاب الجنة هم الفائزون ﴿20﴾ لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیة الله وتلک الامثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون ﴿21﴾ هو الله الذی لا اله الا هو عالم الغیب والشهادة هو الرحمن الرحیم ﴿22﴾ هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المومن المهیمن العزیز الجبار المتکبر سبحان الله عما یشرکون ﴿23﴾ هو الله الخالق البارئ المصور له الاسماء الحسنی یسبح له ما فی السماوات والارض وهو العزیز الحکیم ﴿24﴾

اسرار وقوف در عرفات

امیرالمؤمنین امام علی‌ علیه السلام درباره‌‌ راز وقوف در عرفات فرمود: عرفات خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آنقدر تضرّع کند تا لایق ورود حرم شود.(1) از این‌رو شب و روز عرفه دعاهای مخصوص دارد که جزو فضایل برجسته و وظایف مهم روز عرفه است. بنابراین، خداوند این گونه مهمانان خود را برای ورود در خانه‌ای که انبیا ‌علیهم السلام به طهارت آن قیام و اقدام کرده‌اند: "و عهدنا إلی إبراهیم و إسمـعیل أن طهّرا بیتی"(2) تطهیر و پاک می‌کند؛ زیرا خداوند در خانه پاک، تنها مهمانان پاک را می‌پذیرد.
اسرار عرفات فراوان است، و برخی از آنها که در حدیث شبلی(3) بدانها اشاره شده عبارت است از:

1ـ وقوفِ در عرفات برای آن است که انسان به معارف و علوم دینی واقف شده و از اسرار الهی نظام آفرینش با خبر شود. بداند که خداوند به همه‌ نیازهای او واقف و بر رفع همه‌‌ آنها تواناست. خود را به خدا بسپارد و فقط او را اطاعت کند که طاعت او سرمایه و وسیله‌‌ هر بی‌نیازی است: "و طاعته غنی."(4)

از این‌رو امام سجاد‌ علیه السلام به سائلی که در روز عرفه گدایی می‌کرد، فرمود: وای بر تو! آیا در چنین روزی، دست نیاز به‌ سوی غیر‌ خدا دراز می‌کنی؛ در چنین روزی برای کودکان در رحمْ امید سعادت می‌رود: "ویحک! أغیر‌الله تسأل فى هذا الیوم. إنه لیُرجی لما فى بطون الحبالی فى هذا الیوم أن یکون سعیداً!"(5) کسی که در این جا از خدا غیر‌ خدا را طلب کند زیان کرده است. امام سجاد ‌علیه‌السلام کسانی را که در چنین زمان و مکانی دست نیاز به سوی دیگران دراز می‌کنند، بدترینِ انسان‎ها معرفی فرمود: "هؤلاء شرار من خلق ‌الله. الناس مقبلون علی‌الله و هم مقبلون علی‌ الناس."(6)

2 ـ حج‌گزار باید در آنجا بر این نکته عارف شود که خدای سبحان به نهان و آشکار و صحیفه‌‌ قلب او و رازهای آن و حتی آنچه برای خود او روشن نیست و به طور ناخودآگاه در زوایای روح او می‌گذرد آگاه است؛ یعنی سرزمین عرفات محل ادراک و شهود مضمون آیه‌‌ کریمه‌‌ "و إن تجهر بالقول فإنّه یعلم السرّ و أخفی"(7) است.

انسان اگر بداند که قلبش در مشهد و محضر حق است همان طور که خود را به گناهان جوارحی نمی‌آلاید، گناه جوانحی نیز نمی‌کند و قلبش را از خاطرات آلوده تنزیه می‌کند.

در حدیثی که متن آن در بحث از اعمال منا خواهد آمد، امام سجاد‌ علیه‌السلام فرمود: عصر روز عرفه و ظهر روز دهم که حاجیان در منا حضور دارند، خدای سبحان بر ملائکه افتخار می‌کند و می‌فرماید: اینان بندگان من هستند که از راه‎های دور و نزدیک با مشکلات بسیار به اینجا آمده و بسیاری از لذّت‎ها را بر خود حرام کرده و بر شن‎های بیابان‎های عرفات و منا خوابیده و این چنین با چهره‌های غبارآلود در پیشگاه من اظهار عجز و ذلّت می‌کنند. اینک به شما اجازه دادم تا آنان را ببینید. آنگاه ملائکه‌‌ حق به اذن خداوند بر دل‎ها و اسرار نهان آنها آگاه می‌شوند. (8)

خدای سبحان به زائران راستین خانه‌ خود مباهات می‌کند، با این که عزت و فخر انسان در بندگی برای خدا و بودنِ تحت ربوبیت اوست؛ همانگونه که در مناجات امیرالمؤمنین علی‌ علیه السلام آمده است: "إلهى کَفی بى عِزّاً أن أکون لک عبداً و کَفی بى فَخْراً أن تکون لى ربّاً أنت کما أُحبُّ، فاجعلْنى کما تُحبُّ."(9)

گرچه فرشتگان تا حدودی از غیبْ با خبر و نسبت به بسیاری از مسائل ماورای طبیعت آگاهند، امّا پرده‌پوشی و رحمت و لطف حق اجازه نمی‌دهد که حتی آنان نیز بسیاری از اسرار ما را بفهمند با این که آنها مأمور ثبت اعمال و خاطرات ما هستند. چنان که امیرالمؤمنین امام علی‌ علیه السلام به خداوند عرض می‌کند: خدایا! بعضی از اعمال و افکارم را تنها تو شاهد بودی و اجازه ندادی حتی فرشتگان بر آنها آگاهی یابند: "والشّاهد لما خفى عنهم و برحمتک أخفیتَه و بفضلک سترتَه."(10) امّا برابر حدیث مزبور، در روز عرفه و عید قربان ملائکه به اذن خداوند به نهان دل‎های زائران نظر کرده، می‌بینند که قلب عدّه‌ای بسیار سیاه است و دودهای سیاه از آنها بر‌می‌خیزد که از "نار الله الموقدة‌ * الّتی تطّلع علی الأفئدة"(11) است. خداوند به ملائکه می‌فرماید: اینان کسانی هستند که پیامبر را راستگو نمی‌دانند‌(معاذ‌الله) و در اموری مانند جانشینی امیرالمؤمنین علی ‌علیه‌السلام می‌گویند: رسول اکرم‌ صلی الله علیه و آله و سلم از نزد خود این کار را کرده است! آنها بین قرآن و عترت جدایی انداخته و بعضی از امور را نمی‌پذیرند.

فرشتگان گروه دیگری را می‌بینند که دل‎هایشان بسیار نورانی است. خداوند در معرفی این گروه می‌فرماید: اینان مطیع خداوند و پیامبر او هستند. پیامبر را امین وحی می‌دانند و معتقدند که او از نزد خود هیچ نگفته و در همه مسایل و احکام الهی و از آن جمله در امامت و رهبری، سخنان و اقدام‎های او برابر وحی خداوند بوده است.

راز این نکته، این است که ولایت، سرّ همه‌‌ اعمال است؛ مؤمنان راستین که هم به سرّ ولایت می‌رسند و هم به اسرار حج، به صورت انسان واقعی در سرزمین عرفات و منا ظهور می‌کنند و خدای سبحان در مقام فعل، به آنان فخر می‌کند. چنین انسان‎هایی فرشته‌مَنِش و حتی برخی از آنها از فرشتگان بالاترند.البته آنچه در این حدیث شریف بیان شد، مسئله‌ای تاریخی و از قبیلِ "قضیةٌ فى واقعةٍ" و منحصر به مراسم حج و روزهای عرفه و عید قربان نیست، بلکه این صحنه همیشه وجود دارد، نهایت این که جلوه‌ی‌ تام آن در حج ظهور کرده است.



3ـ شایسته است در روز عرفه حج‌گزار از "جبل‌الرّحمة"(12) که در سرزمین عرفات واقع است بالا رفته(13)، دعایی را که سالار شهیدان حسین ‌بن علی ‌صلوات ‌الله ‌و سلامه‌ علیه در جانب چپ آن کوه رو‌ به کعبه ایستاد و خواند(14)، بخواند.

امام سجاد ‌علیه السلام فرمود: راز بالای کوه رحمت رفتن این است که انسان بداند خداوند نسبت به هر زن و مرد مسلمان رئوف و مهربان بوده و متولی هر زن و مرد مسلمان است. گرچه خدای سبحان نسبت به همگان ولایت تکوینی دارد و او ولیِّ همه است: "هنالک الوَلایة لله الحقِّ"(15) و گرچه رحمت عام خدا فراگیر و شامل همه‌‌ موجودات است: "رحمتی وسعت کلّ شیء"(16) و "کتب ربّکم علی نفسه الرَّحمة"(17) لیکن رحمت خاص او ویژه‌‌ پرهیزکاران است: "رحمتی وسعت کلّ شیء فسأکتبها للّذین یتّقون."(18) مستفاد از مجموع دو آیه‌‌ اخیر این است که خداوند بر خودش لازم کرده است که رحمت خاص را به پرهیزکاران عطا کند.

صعود بر جبل‌الرحمة، باید انسان را عارف به این سرّ کند که خداوند نسبت ‌به مرد و زن "مؤمن" رحمت خاص و ولایت مخصوص دارد. نیل حج‌گزاران به چنین معرفتی در نحوه‌‌ نگرش و ارتباط آنان با سایر افراد و جوامع تأثیر خواهد گذارد.

4 ـ بخشی از سرزمین عرفات منطقه‌ای است به نام "نَمِرة" که مسجدی به این نام در آن واقع است. امام سجاد ‌علیه السلام در بیان راز این محدوده فرمود: معنای حضور در "نمرة" این است که: "خدایا! من به چیزی امر نمی‌کنم، مگر این که قبلا‌ً خود مؤتمِر باشم و از چیزی بر‌حذر نمی‌دارم مگر این که خود قبلا‌ً پرهیز کرده باشم."توضیح این که، هر مسلمانی مکلف به امر به معروف و نهی از منکر است. ظاهر این حکم و بُعد فقهی‌اش آن است که کسی که عالم به حکم شرعی است باید شخصی را که عالماً عامداً آن حکم را رعایت نمی‌کند، از باب امر به معروف و ‌نهی از منکر راهنمایی کند. البته امر به معروف و نهی از منکر غیر از تعلیم و موعظه و ارشاد است، اگرچه ممکن است در بعضی موارد از مصادیق آنها باشد؛ زیرا امر به معرف و نهی از منکر، حتی اگر به نرمی بیان شود، جنبه‌‌ ولایت و آمریَّت دارد.



در وجوب امر به معروف و نهی از منکر، عدالت و طهارت نفس آمر و ناهی از شرایط آن به ‌شمار نیامده است، بلکه علم و آگاهی او از آن معروف یا منکر، و احتمال تأثیر امر و نهی او و مانند آن جزو شرایط است. اما باطن آن بر اساس رازی که درباره‌‌ "نمرة" بیان شد، به عدالت بر‌می‌گردد؛ یعنی آمر به معروف باید خود مُؤتَمِر بدان بوده، ناهی و زاجر از منکر باید خود منتهی و منزجر از آن باشد؛ یعنی آنچه دیگران را بدان امر می‌کند، قبلا‌ً خود عمل کرده باشد و آنچه دیگران را از آن منزجر و نهی می‌کند، خود قبلا‌ً منزجر شده باشد. بنابراین، عدالت به عنوان سرّ امر به معروف و نهی از منکر در آمر و ناهی شرط شده است.

5ـ وادی "نَمِرة" که در حدیث شبلی از آن به عنوان "نَمِرات" نیز یاد شده نام منطقه‌ای وسیع در سرزمین عرفات است که تقریباً در سَمْتِ مماسِ عرفات با حرم است. امام سجاد‌ علیه السلام فرمود: هنگام ورود به این منطقه باید آگاه باشید که این سرزمین، سرزمین شهادت، معرفت و عرفان است. یعنی همان گونه که خدا و ملائکه شاهدند، این سرزمین وسیع نیز شاهد اعمال زائران خانه‌‌ خداست و کاملا‌ً آگاه است که حاجی با چه نیّتی آمده و با چه انگیزه‌ای بر‌می‌گردد و به آن شهادت می‌دهد.

 

پی‎نوشت‎ها:  

1 ـ کافی، ج 4، ص 224. 

2 ـ سوره‌‌ بقره/‌ 125.

3 ـ ر.‌ک: (حدیث شبلی).

4 ـ مفاتیح الجنان، دعای کمیل.

5 ـ وسائل الشیعه، ج 10، ص 28.

6 ـ بحارالانوار، ج 96، ص 261.

7 ـ سوره‌‌ طه، آیه‌‌ 7.

8 ـ بحارالانوار، ج 96، ص 259. متن کامل این حدیث در صفحات 441 ـ 443 خواهد آمد.

9 ـ بحارالانوار، ج 74، ص 402.

10 ـ مفاتیح الجنان، دعای کمیل.

11 ـ سوره‌‌ همزه، آیات 6 ـ 7.

12 ـ "جبل الرحمة"، جدای از کوه‎های اطراف خود، در سرزمین عرفات واقع است. رسول‌ اکرم ‌صلی الله علیه و آله و سلم بر تخته ‌سنگی از این کوه ایستاد و خطبه‌‌ معروف عرفات را ایراد فرمود. همچنین سالار شهیدان امام حسین ‌علیه‌السلام دعای بلند روز عرفه را در دامنه‌‌ این کوه خواندند. بر قلّه جبل‌الرحمة، قبه‌ای به نام حضرت آدم‌(علیه‌السلام) قرار دارد که نماز‌گزاردن در آنجا مکروه است.

13ـ باید توجه داشت آنچه در متن درباره‌‌ صعود بر "جبل‌الرحمة" بیان شده ناظر به حدیث ‌شبلی است وگرنه بنابر مشهور بین فقها، در روز عرفه بالا رفتن از این کوه مکروه است. در حدیث است که از امام کاظم‌ علیه‌السلام سؤال شد: آیا وقوف بر جبل‌الرحمة در نظر شما محبوب‎تر است یا وقوف در دامنه و زمین‎های پایین کوه؟ آن حضرت فرمودند: ‌وقوف در دامنه. (وسائل‌الشیعه، ج‌10، ص‌11) امام صادق علیه‌السلام فرمود: همه‌ سرزمین عرفات، محل وقوف است، لیکن بهترین مکان برای وقوف، پایین کوه است: "عرفات کلّها موقف و أفضل الموقف سفح الجبل."(کافی، ج‌4، ص‌463) همچنین در روایت دیگری فرمود: هر چه به جبل‌الرحمه نزدیکتر باشد بهتر است: "عرفات کلها موقف وما قرب من الجبل فهو أفضل." (وسائل‌الشیعه، ج‌10، ص‌19)

14 ـ مفاتیح‌الجنان، اعمال روز عرفه.

15 ـ سوره‌‌ کهف، آیه‌‌ 44.

16 ـ سوره‌‌ اعراف، آیه‌‌ 156.

17 ـ سوره‌ انعام، آیه‌‌ 54.

18 ـ سوره‌ اعراف، آیه‌‌ 156.

 

منبع:

کتاب صهبای حج، آیة الله جوادی آملی، ص 415 .

هفته بسیج مبارک باد

حرف دل

اگر بخواهیم از کلیشه ها خارج شویم و با دیدی تازه بسیج و بسیجی را در کشورمان وارسی

کنیم می بینیم که نه تنها جایی برای تبریک وجود ندارد بلکه به اعتقاد بعضیها بد نیست تسلیتی هم گفته شود. تفکر بسیجی یک تفکر انقلابی بود که از درون انقلاب جوشید و در دوران جنگ خودش را به اوج رساند اما درست بعد از پایان یافتن جنگ دوران افول آن شروع شد.بعد از جنگ و در سطح مدیریت کلان هیچ نگاه مثبتی نسبت به تفکر بسیجی وجود نداشت و اولین جریانی که از روی کار آمدن دولت سازندگی ضربه خورد بسیج بود و متاسفانه پایه مدیریت جدید کشور در همان زمان نضج گرفت که آنهم هیچگاه روی خوشی به فرهنگ بسیجی نشان نخواهد داد. بسیجی ها یا درون سپاه و بعضی تشکیلات دیگر محدود و منزوی شدند یا در زندگی روزمره حل شدند و یا اینکه با حسرت خوردن به روزهای گذشته خودشان را از تاثیر گذاشتن بر محیط اجتماعی معاف کردند. نسل های بعدی بسیجیان هم بالتبع در مسیر موجود قرار گرفتند و وارث کاستی های درونی و بی توجهی های بیرونی شدند.

بعضیها فکر می کنند که تفکر به اصطلاح بسیجی آنقدر عمق نداشته است که بتواند در سطوح کلان درست مانند جبهه های جنگ یا فعالیت های جهادی و ... تاثیرگذار باشد. اگر بحث بر سر اصل فرهنگ و نوع تفکر باشد هیچ دلیلی بر انکار قابلیت بسیجی وجود ندارد اما از نظر عملی رسیدن به آمادگی ای که برای ورود به سطوح بالای تصمیم گیری و تاثیر گذاری لازم است به طور جدی در بسیج پیگیری نشده است. ورود به عرصه های جدید و گسترده کردن تفکر بسیجی نیازمند تجربه و آگاهی عمیق است و خود بسیجیان خوب می دانند که در این قسمت چندان بسیجی نبوده اند! تفکر و عملکرد بسیجیان در این حیطه معطل مانده و به جای آن یک سلوک هیئتی! و مشحون از احساسات و شور و انگیزه جوانی جاگیر شده است. نمی توان به طور قطع تقصیر این کم کاری و انحراف بسیج از مسیر واقعی اش را به گردن یک عامل واحد انداخت اما مسلما نقش رهبری بسیج دراینباره غیر قابل انکار است. تفکر بسیج ولایی و اطاعت پذیر است و اگر از بسیجی انتظار می رفت که مثلا به فعالیت علمی و کسب توانائیهای اجتماعی و سیاسی بها بدهد احتمال موفقیت آن بسیار بالا بود. حقیقت اینست که از بسیجی چیزی بیشتر از آنچه بوده است انتظار نرفته و این عامل مهمی در عقب ماندگی بسیج است. وقتی حداکثر انتظار از بسیجیان به شرکت کردن در تظاهرات و تجمع و شعار دادن و ... محدود می شود چه آینده مثبتی را می توان پیش بینی کرد؟ 

اصالت فرهنگ بسیجی به باورهای مذهبی و اعتقادات اسلامی است اما عملکرد کسانی که برای بسیج تصمیم می گرفته اند از میزان این اصالت ها کاسته و ناخالصی های زیادی را در بسیج رخنه داده است. علاوه بر افراط در بعضی برخوردهای سوء اجتماعی ـ که باعث متهم شدن بسیج شده است ـ در نظر گرفتن بعضی امتیازات برای افراد بسیجی و تصمیم به توسعه انسانی آن تیشه ای بوده است که به دست رهبران بسیج به ریشه بسیج زده شده است. کسانی که حقیقتا از روحیه بسیجی برخوردارند در هنگام مطرح شدن امتیازاتی از قبیل هدایای مالی و کسری خدمت سربازی و سهمیه دانشگاه و سهام عدالت و ... احساس شرمندگی و خجالت می کنند و اینها را ضدتبلیغ می دانند. لب تفکر بسیجی در خضوع و تواضع و مساوی دانستن خود با دیگران خوابیده است ولی مسئولین خام اندیش ـ که به گمان خود برای ترویج بسیج این امتیازات را در نظر می گیرند ـ ناخواسته از میزان اخلاص و روحیه فداکاری در فرهنگ بسیجی کاسته اند.بسیجی در واقع در مقابل خدماتی که انجام می دهد هیچ انتظاری ندارد و تنها توقع او محقق شدن آرمانهای اسلامی است که در زمانه ما در سخنان و عملکرد انقلابی امام خمینی متجلی شده است. 

وضعیت موجود نشان می دهد که بسیج در حلقه مظلومیت گرفتار است. نهادهای فرهنگی ـ مانند صدا و سیما ـ هرزمان که خواسته اند بسیج را نمایش بدهند کاریکاتوری از آن را باریش و چفیه به صحنه آورده اند و هیچگاه چهره واقعی بسیج تبلیغ نشده است. بسیج چاره ای ندارد جز اینکه خودش دست به کار شود و متعالی بودن تفکر خودش را اثبات کند. این مسئله بستگی دارد به اینکه نخبگان بسیج ـ در دانشگاهها و حوزه های علمیه ـ از تفکرات تازه برخوردار باشند و به دنبال تغییر در رویه کنونی بروند. اما باز هم باید تاسف خورد زیرا شمار کسانی که از چنین تفکری بهره مندد بسیار اندک است و آنها هم به دلیل تفاوت نگاهشان با سطوح بالای تشکیلات بسیج در جایگاه مناسب قرار نمی گیرند. دگراندیشی و مخالفت با وضع موجود در بسیج با واکنش های تند مواجه می شود بنابراین مهمترین عامل تغییر اراده رهبران بسیج است که می تواند مانع از اضمحلال و استحاله بسیج شود.