سال پیش، دهم آبان 58 آیتالله محمدعلی قاضی طباطبائی هدف ترور منافقان کوردل قرار گرفت تا افتخار عنوان نخستین شهید محراب انقلاب را به خود اختصاص دهد.
به گزارش مهر، آیتالله سید محمد علی قاضی طباطبایی به سال 1292 شمسی در تبریز متولد و تحصیلات مقدماتی را نزد پدرش حاج میرزا باقر و عموی خویش میرزا اسدالله که از علمای بنام تبریز بودند گذراند و در سن 24 سالگی در بحبوحه مبارزات در تبریز به همراه پدرش به تهران تبعید شد.
وی در سال 1318 جهت ادامه تحصیل علوم دینی به قم عزیمت کرد و در سال 1328 راهی نجف شد. وی در شهر قم از محضر آیات عظام مرحوم آیتالله سیدمحمد خوانساری، مرحوم آیتالله سیدمحمد حجت کوه کمرهای و مرحوم آیتالله صدر و نیز مرحوم آیتالله بروجردی و آیتالله گلپایگانی و در نجف اشرف از حضور اساتید بزرگی چون حکیم، عبدالحسین رشتی، میرزا باقر زنجانی، بجنوردی و کاشف الغطاء بهره مند شد.
شهیدقاضی در 1331 بعد از سه سال اقامت در عراق، به تبریز بازگشت. درحالی که ۲۰ آیت الله و مرجع بزرگ شیعه جهان اسلام به او اجازه اجتهاد داده بودند.
قاضی طباطبائی در دوران مرجعیت و زعامت حضرت امام خمینی(ه) تنها نماینده تام الاختیار ایشان در تبریز بوده و نقش ایشان در شکل دادن به مبارزات مردم تبریز نیز شایان توجه بوده است.
وی در فاصله سالهای 1331 ـ 1341 در تبریز بزرگتـریـن فعالیتهای سیـاسـی را جهت براندازی حکـومت طاغوت انجام داده و در آبان ماه 1342 دستگیـر و به پادگان زرهـی تهران منتقل شد.

این مجاهد نستوه سپس به شهرهای بافت و کرمان و زنجان و پس از آن به عراق تبعید شد ولی پس از یکسال به ایران بازگشت و به هدایت مردم و روشنگری و تبلیغ اسلام پرداخت.
آیتالله شهید قاضی جزو اولین کسانی بود که در آذربایجان اعلامیه خلع شاه از سلطنت و همچنین اعلامیه 29 بهمن 56 در چهلم شهدای قم را امضا کرد.
خدمات ایشان بعد از پیروزی انقلاب نیز شایسته توجه بسیار است. شهید قاضی طباطبایی بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب از طرف امام به سمت امام جمعه تبریز منصوب شد و اولین نماز جمعه را در این شهر بزرگ برپا کرد.
وی همچنین کمیتههای انقلاب اسلامی آذربایجانشرقی و غربی را تشکیل داد و نقش زیادی در راه اندازی استانداریها، فرمانداریها و ادارات استان ایفا کرد.
ترور و شهادت آیتالله قاضی طباطبایی
شهید قاضی در دهم آبان 1358 شمسی، مصادف با عید سعید قربان سال 1399 هجری، نماز عید را اقامه و در خطبه نماز میگوید: «مرا تهدید به قتل میکنند، من از شهادت نمیترسم و آمادهام و از خدا میخواهم.»
در همان روز، بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء در راه مراجعت به منزل توسط عوامل گروه فرقان در خیابان مورد اصابت گلولههای ناجوانمردانه قرار گرفت. جسد غرق در خون وی به بیمارستان منتقل شد ولی به دلیل جراحات وارده در نهایت به آرزوی دیرینه خود ـ شهادت در راه اسلام ـ نایل شد.
رهبر کبیر انقلاب اسلامی به مناسبت شهادت آیت الله قاضی طباطبائی در پیامی به مردم، آن را مصیبتی بزرگ که نشانه شکست حتمی دشمنان اسلام است نامیده و بیان میکنند:
«ملت عزیز برومند ایران و آذربایجانیان غیرتمند عزیز باید در این مصیبتهای بزرگ که نشانه شکست حتمی دشمنان اسلام و کشور و عجز و ناتوانی و خود باختگی آنان است، هر چه بیشتر مصمم و در راه هدف اعلای اسلام و قرآن مجید بر مجاهدات خود افزوده و از پای ننشینید تا احقاق حق مستضعفین از جباران زمان بنمایند.»

رحیم نیکبخت کارشناس مرکز اسناد انقلاب اسلامی و از پژوهشگران تاریخ آذربایجان که تألیفی پیرامون زندگی و مبارزات شهید قاضی طباطبایی نیز دارد، در رابطه با شخصیت و زندگی ایشان می گوید: «آیتالله قاضی طباطبایی علاوه بر بعد علمی دارای اصالت خانوادگی نیز بود ایشان از خانوادهای قدیمی و ریشه دار در تبریز بود و به همین خاطر از اعتبار والایی در میان مردم برخوردار بود. در زمان حضور ایشان حزب خلق مسلمان توان جولان دادن در حوادث سیاسی تبریز را نداشت، اما بعد از شهادت ایشان فرصت عرض اندام برای اعضای این حزب فراهم شد.»
نیکبخت، شهید قاضی را سمبل پیوستگی انقلاب در آذربایجان دانسته و تاکید دارد: «در آستانه شهادت آیت الله قاضی طباطبایی اتحاد و انسجامی میان خلق مسلمان و گروه فرقان دیده میشود که به نظر میرسد فراتر از دیدگاه و نظر دست اندرکاران این دو تشکل است. صف گروه های معارض در تدارک زمینه برای از بین بردن ایشان بود اما این اقدام به دست گروهک مشکوک فرقان عملی شد.»
آن شهید بزرگوار به دلیل تسلطی که به زبان عربی داشت، مقالاتی به زبان عربی برای مجلات کشورهای عربی چون مجلات مصر نیز مینگاشت. ۴۳ کتاب به عنوان میراث علمی از این عالم ربانی به جا مانده است.
روحش شاد....
طبیعت با بهار طراوت مییابد و معنویت با بهار رمضان اوج میگیرد. بهار طبیعت با نوروز آغاز میشود و بهار معنویت با ماه رمضان. سردی طبیعت با شکوفههای بهاری و سرود بلبلان رخت بر میبندد و یخهای عصیان و نافرمانی، با زمزمههای نیمه شب رمضان و ترنم دعای رمضانیان آب میشود. در رمضان است که میتوان هفت شهر عشق را پیمود و دیو نفس را بر زمین افکند و در عید فطر پیروزی فطرت بر شهوت را، جشن گرفت.

اگر گردش زمین دور خورشید، آغازگر سال شمسی است واگر تکاپوی ماه بر گرد زمین، نوید بخش سال قمری؛ حرکت سالک عاشق در رمضان المبارک در مدار توحید، طلایه دار سال معنوی است و پیروزی قلب سلیم بر شهوت بدخیم، نوروز آن.
رضای آل محمد علیهمالسلام را سخنی شنیدنی است:
«اِنَّما جُعِلَ یَوْمُ الْفِطْرِ الْعیدَ لِیَکُونَ لِلْمُسْلِمینَ مُجْتَمَعا یَجْتَمِعُونَ فیهِ وَ یُبْرِزُونَ لِلّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَیُمَجِّدُونَهُ عَلی ما مَنَّ عَلَیْهِمْ فَیَکُونُ یَوْمَ عیدٍ وَ یَوْمَ اِجْتِماعٍ وَ یَوْمَ فِطْرٍ وَ یَوْمَ زَکاةٍ وَ یَوْمَ رَغْبَةٍ وَ یَوْمَ تَضَرُّعٍ. وَ لأَِنَّهُ اَوَّلُ یَوْمٍ مِنَ السَّنَةِ یَحِلُّ فیهِ الاَْکْلُ وَالشُّرْبُ لاَِنَّ اَوَّلَ شُهُورِ السَّنَةِ عِنْدَ اَهْلِ الْحَقِّ شَهْرُ رَمَضانَ فَأَحَبَّ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ اَنْ یَکْونَ لَهُمْ فی ذلِکَ مَجْمَعٌ یَحْمِدُونَهُ فیهِ وَ یُقَدِّسُونَهُ؛(1) همانا روز فطر، عید قرار داده شده تا برای مسلمانان روز اجتماعی باشد که در آن روز گرد هم آیند و [عشق و محبت خود] به خداوند را ابراز کنند و به خاطر منّتی که بر آنان نهاده است، او را ستایش کنند، پس روز عید و روز گردهمآیی و روز افطار، روز زکات، روز گرایش به یکدیگر و روز تضرّع [به پیشگاه حق تعالی] است، [و نیز روز فطر، روز عید قرار داده شده] به دلیل آنکه روز فطر اولین روز سال است که خوردن و آشامیدن در آن جایز شمرده شده است، چرا که نزد اهل حق اولین ماه سال، ماه رمضان است و خداوند دوست دارد در روز عید فطر، مسلمانان اجتماع کنند و با یکدیگر به ستایش و تقدیس او بپردازند.»
امام صادق(ع):
تا سه روز پس از عید قربان و عید فطر، روزه داشتن روا نیست. این روزها، روزهای خوردن و آشامیدن است
در صبحدم این عید آسمانی است که هاتفی ملکوتی، پیروزمندان میدان جهاد اکبر را به دریافت پاداششان فرا میخواند، پاداشی فراتر از پاداشهای خاکی و غیرقابل مقایسه با هدایای پادشاهان زمینی.
امام باقر علیهالسلام ازپیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کردند: «اِذا کانَ أَوَّلُ یَوْمٍ مِنْ شَوّال نادی مُنادٍ: اَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَغْدُوا اِلی جَوائِزِکُمْ. ثُمَّ یا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَیْسَتْ کَجَوائِزِ هؤُلاءِ الْمُلُوکِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ یَوْمُ الْجَوائِزِ؛(2) هنگاهی که روز اول ماه شوال فرا میرسد، منادی ندا میدهد: هان ای مؤمنان! برای دریافت جوایزتان صبح زود بشتابید. ای جابر، جوایز خداوند همانند جوایز پادشاهان نیست. سپس فرمود: روز اول شوال، روز جوایز است.»
فاتحان و مدالآوران جهاد اکبر را شایسته نیست که از پس این پیروزی بزرگ، در گرداب معصیت و نافرمانی در غلطند و دیگر بار اسیر نفس فرومایه شوند و عزت خدایی را با ذلّت شیطانی معاوضه کنند. امیرمؤمنان علی علیهالسلام در خطبههای عید فطر، مردم را به دوری از معصیت در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، اقتصادی، و... دعوت میفرماید.
امام علی علیهالسلام در عید فطر خطبه خواند تا آنجا که فرمود: «اَطیعُوا اللّهَ فیما نَهاکُمْ عَنْهُ مِنْ قَذْفِ الْمُحْصَنَةِ وَ اِتْیانِ الْفاحِشَةِ وَ شُرْبِ الْخَمْرِ وَ بَخْسِ الْمِکْیالِ وَ شَهادَةِ الزُّوْرِ وَ الْفِرارِ مِنَ الزَّحْفِ؛(3) فرمان خداوند را در خودداری از کارهایی که شما را از آن برحذر داشته است، عمل کنید [که از آن جمله است: ] نسبت ناروا به زنان عفیف، شهوترانی حرام، شراب خواری، کمفروشی، شهادت ناحق و فرار از جهاد.»
از همین روست که پاکان و سالکان را در تعظیم این عید عظیم آدابی است و در تحکیم شعائر آن احکامی. در این مختصر به برخی از آداب این عید سعید اشاره میشود.

آداب عید فطر
1. احیاء شب عید
امام صادق علیهالسلام به نقل از پدر بزرگوارش فرمود:
«کانَ عَلِیُّ ابْنُ الْحُسَیْنِ علیهماالسلام یُحْیی لَیْلَةَ عَیْدِ الْفِطْرِ بِالصَّلاةِ حَتّی یُصْبِحَ وَ یَبیتُ لَیْلَةَ الْفِطْرِ فِی الْمَسْجِدِ؛(4) امام سجاد علیهالسلام، شب عید فطر را با نماز به صبح میآورد و در مسجد به شب زندهداری میپرداخت.»
2. زیارت امام حسین علیهالسلام
سید ابن طاووس در اقبال الاعمال از جمله آداب شب عید فطر را، زیارت امام حسین علیهالسلام معرفی میکند.
3. غسل شب و روز عید
از جمله آداب شب و روز عید فطر، غسل است. وقت غسل شب عید، از اول مغرب تا اذان صبح است؛ گرچه انجام آن در ابتدای شب بهتر است. و وقت غسل روز عید، از اذان صبح تا غروب آفتاب است؛ گرچه بهتر است آن را پیش از نماز عید به جا آورد و اگر از ظهر تا غروب بجا آورد، احتیاط واجب آن است که به قصد رجاء انجام دهد.(5)
4. پرداخت زکات فطره
همچنان که تمام بودن نماز به صلوات بر پیامبر و آل اوست و بدون صلوات نماز ناتمام است، تمام بودن روزه نیز به پرداخت زکات فطره است.
قال ابوعبداللّه علیهالسلام: «اِنَّ مِنْ تَمامِ الصَّوْمِ اِعْطاءُ الزَّکاةِ ـ یَعْنِی الْفِطْرَةَ ـ کَما اَنَّ الصَّلاةَ عَلَی النَّبِیِّ صلیاللهعلیهوآله تَمامُ الصَّلاةِ، لاَِنَّهُ مَنْ صامَ وَ لَمْ یُوَدِّ الزَّکاةَ فَلا صَوْمَ لَهُ اِذا تَرَکَها مُتَعَمِّدا؛(6) امام صادق علیهالسلام فرمودند: از جمله کارهایی که موجب کامل شدن روزه است، پرداخت زکات فطره است، همچنان که صلوات بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله، موجب کامل شدن نماز میشود. اگر کسی روزه بدارد ولی زکات فطره را از روی عمد پرداخت نکند، در واقع روزه نداشته است [و روزهاش مقبول نیست.]»
زکات فطره، علاوه بر آنکه باعث تمام بودن روزه است، نقصان زکات مال را نیز جبران میکند.
امام علی علیهالسلام فرمود: «مَنْ اَدّی زَکاةَ الْفِطْرَةِ اَتَمَّ اللّهُ بِها ما نَقَصَ مِنْ زَکاةِ مالِهِ؛(7) کسی که زکات فطره پرداخت کند، خداوند به وسیله آن، نقصان در [پرداخت] زکات مالش را جبران میکند.»
سید ابن طاووس در اقبال الاعمال از جمله آداب شب عید فطر را، زیارت امام حسین علیهالسلام معرفی میکند
5. تکبیر خداوند
به پاس امداد الهی و یاری رساندن او در پیروزی بر دیو نفس و برخورداری از نعمت هدایت و سرمایه معنویت، باید ولی نعمت را بزرگ داشت و او را تکبیر گفت.
بعد از نماز مغرب و عشای شب عید، پس از نماز صبح و ظهر و عصر روز عید و نیز پس از نماز عید فطر مستحب است چنین تکبیر بگویند: «اللّه اکبر، اللّه اکبر، لا اله الا اللّه واللّه اکبر، اللّه اکبر وللّه الحمد، اللّه اکبر علی ما هدانا.»(8)
6. کراهت روزه تا سه روز پس از عید فطر
در برخی روایات توصیه شده است که تا سه روز پس از عید فطر، از روزه گرفتن خودداری شود.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «لا صِیامَ بَعْدَ الاَْضْحی ثَلاثَةَ اَیّامٍ وَلا بَعْدَ الْفِطْرِ ثَلاثَةَ اَیّامٍ اِنَّها اَیّامُ اَکْلٍ وَ شُرْبٍ؛(9) تا سه روز پس از عید قربان و عید فطر، روزه داشتن روا نیست. این روزها، روزهای خوردن و آشامیدن است.»
پی نوشت ها:
1. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص522.
2. یعقوب کلینی، کافی، ج4، ص168.
3. حر عاملی، وسائل الشیعه (آل البیت)، ج15، ص344.
4. حر عاملی، وسائل الشیعه، (آل البیت)، ج8، ص87.
5. رساله امام خمینی رحمهالله، مسئله 644.
6. سید ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج1، ص466؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص119.
7. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص119.
8. رساله امام خمینی رحمهالله، مسئله 1526.
9. حر عاملی، وسایل الشیعه، (آل البیت)، ج10، ص519.
تنظیم برای تبیان:گروه دین و اندیشه_حسین عسگری